شمس الدين احمد

72

خزائن الملوك ( فارسى )

و بعضى از اطبا گفته‌اند كه حرارت صبيان افزون بر حرارت شبان بود بواسطهء كثرت رطوبت غريزيه و نمو و بعضى گفته‌اند كه حرارت شبان بيشتر از حرارت صبيان باشد بواسطهء قوت حركات لان الحركة لا يوجد الا بالحرارة و بقول جالينوس و مجوسى حرارت صبيان و شبان در كميت مساوى باشد و در كيفيت مخالف يعنى حرارت صبيان از جهت افزونى رطوبت ايشان نرم باشد و حرارت شبان بنا بر يبوست تيز سومى سن انحطاط مع بقاى قوت‌ست و اين را سن كهولت نيز گويند و وى پس از چهل سال تا قريب انتهاى شصت سال‌ست و درين عمر برودت و يبوست پديد آيد چهارمى سن انحطاطست با ضعف قوت و اين را سن شيخوخت نيز گويند و حد اين تا آخر عمرست و عمر طبعى حكما صد و بست سال مقرر كرده‌اند و درين عمر برودت و رطوبت غريبه غالب مىشود پس واضح باشد كه ابدان صبيان و شبان در حرارت معتدل‌اند اما مزاج صبيان در رطوبت افزون‌ست و مزاج شبان نسبت بصبيان يابس و ليكن اعدل‌ست مزاج شبان از مزاج صبيان و نسبت بابدان كهل و شيخ حارست و ابدان كهول و مشايخ بارداند اما مزاج شيخ بحسب مزاج اعضاى اصليهء وى نسبت بشباب و كهل ايبسست و بسبب رطوبت غريبهء باله از انها ارطب اما الوان رنگ سرخ از افراط خون بود و از خجالت نيز چهره سرخ مىشود و رنگ سفيد از فرط بلغم و نيز از برودت هوا و مسامتت زمين مىباشد كما فى الصقلابية و بلاد بر جان و كشمير و رنگ زرد اكثر از استيلاى صفرا بود و از قلت خون نيز زرد مىگردد كما يظهر فى الناقهين و المحزونين و الخائفين و رنگ سياه از غلبهء سودا باشد و نيز از شدت اثر تابش آفتاب و مسامتت سهيل كما فى الحبشة و غيره و رنگ سفيد حمرت‌آميز از اعتدال مزاج بود اما سخنه كه آن عبارتست از حالت بدن باعتبار فربهى و لاغرى اگر بدن انسان فربه از لحم بود كه از صلابت گوشت بدن توان دريافت حار رطب باشد و اگر فربه از شحم بود كه از رخاوت گوشت بدن معلوم توان كرد بارد رطب و اگر لاغر با سمرت باشد حار يابس بود و اگر لاغر يا بياض بود بارد يابس و بدن معتدل در فربهى و لاغرى معتدل المزاج باشد و مزاج ذكور بيشتر حار يابس‌ست و مزاج نسوان اكثر بارد رطب كذا قال المجوسى فان الذكر من كل حيوان اسخن و ايبس مزاجا من الانثى و الانثى ابرد و ارطب مزاجا من الذكر صندوق سوم در زيورات امور ضروريه امور ضروريه كه هوا و ماكول و مشروب و حركت و سكون بدنى و حركت و سكون نفسانى و يقظه و نوم و استفراغ و احتباس‌ست نخستين هوا كه محيط ابدان‌ست تعديل اين به دو فعل حصول يابد يكى ترويح كه حاصل مىشود